تبليغاتX
عشق+عبرت

خدایا تپش انتظارم را بنگر و ضربان زمان را بیافزا تا بیاید !

این است مدرنیت حتی جنبه مدرنیت هم نداریم | چهارشنبه 20 آبان1388 | 13:12 

www.zebazeba.blogfa.com

امده ام بنویسم از مشکلات ما از مدرن شدن

سگ ،گاو ،گوسفند ، خروس همه گرسنه اند

همه داد میزنن حسنک کجایی

نمی دادنن حسنک کجاست من میدانم

حسنک مدتی هست که به شهر رفته

دانشجو شده حسنک الان تو شهر هستش

حسنک بجای اینکه صبح زود از خواب بیدار شود

به حیوانات غذا بده الان ظهر از خواب بیدار میشود

دیگه خسنک پالتو تنش نمی کند

 حسنک تی شرت اندامی تنش میکند

حسنک هر روز صبح که از خواب بیدار میشود

به موهایش ژل کتیرا میزند چسپ مو و کرم میزند

دیگه گذشت حسنک در اب رودخانه شنا کند

 و هر هفته حمامی بره  حسنک هر روز دو دفعه بگیرد دوش میگیرد

امروز حسنک میخواهد برود و با کبری چت کنه

الان جلو اینه هست و به ظریف کاریهای صورتش برسد

کبری دیگه نمی رود از چشمه اب بیاره کبری امرو تصمیم بزرگی گرفته

کبری امروز تصمیم گرفته که به حسنک نارو بزنه و حسنک رو ول کنه

حسنک معتاد شد و گوشه خیابان جان داد از دوری کبری

چون دیروز از پتروس ایدی گرفته میخواهد به پتروس وب بدهد

 الان هم داره ارایش میکنه

اخه میخواهد پتروس تیپش رو بپسنده

چون از اسمش معلومه خارجی هست

دلش هوای اون طرف اب رو کرده

پتروس هم داره میبینه سد سوراخ شده است

ولی چون از تیپ کبری خوشش امده

 دلش نمی یاد که کبری رو ول کنه بره سراغ سد

پتروس به کبری میگه عاشقش شده

اما عشقش به سر انجام نرسید سد شکست

و پتروس غرق شد

کبری تصمیم گرفت که با قطار به ان دیار سفر کند

تا در عزای عشقش باشد و بر سر قبرش گریه کند

ریز علی دیگر حوصله هیچی ندارد دلش میخواهد برود

روی مبل خونه اش دراز بکشد

کوه ریزش کرده روی ریل قطار ریز علی دیروز یه پیرهن مارکدار خریده

دلش نمیاد اتیشش بزنه چراقوه هم داره ولی حوصله نداره

قطار به سنگ ریزه ها برخورد میکنه  همه میمیرند

 کبری هم در راه وصال به مزار یار میمیره

حسنک بی توجه ار کنار قطار به خونه بر میگرده

کوکب خانم دیگه مهمان ندارد

کوکب خانم دیگر بلد نیست نیمرو درست کند

اخه یادش رفته ریز علی از بس گرسنگی کشیده معده زخم گرفته

دیگر کسی نمی گوید کوکب خانم زن با سلیقه ای هست

کوکب خانم دیروز تو خونه همسایه اشون مبلمان زیبایی دید

الان نمی زاره ریز علی با گرسنگی هم بخوابه

میگه باید مبلمان رو عوض کنی

ریزعلی گریه میکنه میگه اگه بهم غذا بدی سر برج برات میخرم

ولی قبول نمی کنه

سرانجام دوران معصومیت ما

فکر باید مدرن باشه نه ظاهر

www.zebazeba.blogfa.com

دلشكسته اي به نام y.k | لينک ثابت | موضوع: |

الهی تو انی که توانی چکانی جهانی ته استکانی | یکشنبه 17 آبان1388 | 13:14 

سلام من اومدم با یه دنیا حرف

کاش می شد که همه حرفای دلم را بنویسم

ولی نمیشه وای بر این دست که نمی تواند حرف دلم را اینجا بنویسد

اما میخوام بگم از خودم از دنیایی خودم

بقول دوستم بازم گلایه ای به این دنیا

دوستم میگه تو که همیشه گلایه میکنی

گفتم چی بگم گلایه ، دل تنگی باعث میشه که من بیام به اینجا

بنویسم و با نوشته هام اشک شوق بریزم

این ادم خیلی گیر هستش میگه چرا اشک شوق ؟

چون دلم یه ذره بارش سبک میشه احساس میکنم

که دوستانم میخونن منم یه ادمای پیدا میکنم که برای یک لحظه هم شده

برای من تاسف بخورند برای این دنیا

با من همدردی کنن حتی با یه اه سرد  هم که شده

WWW.ZEBAZEBA.BLOGFA.COM

امروز اومده ام از خودم گلایه ای بکنم از خودم

من هر موقع بین خودم وخدایم فاصله میگذارم

کم میارم امروز کم اوردم

چون بین خودم وخدایم فاصله گذاشتم

اومده ام بگم خدایا منو ببخش من ذلیل درگاه تو هستم

خدایا به رحمان و رحیمیت قسم کمکم کن که بتونم

الهی عاقبت من را با توجه به رحم خودت تعیین کن نه با توجه به اعمال من

یا الله مدد

WWW.ZEBAZEBA.BLOGFA.COM

دلشكسته اي به نام y.k | لينک ثابت | موضوع: |

سلام به شما عزیزان چی بگویم که از خدا هرچی بگم کمه | دوشنبه 4 آبان1388 | 12:38 

امروز روزی هست که من باز هم مثل همیشه

 

دلم پر ز اندیشه 

 

امروز روزی هست که من تنها تو بیشه

 

هیچ کی واسه دلم خدا نمیشه

 

ولی ادما میگن اخه اسلام هم کیشه

 

نمیدانم اسلام مگه به ریشه

 

اصل اسلام خدایشه

 

حس با خدایی دمیدن تو ریشه

دیشب یه مسج از عزیزترین کسم اومد یه جمله از دکتر شریعتی

ترجیح میدهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم

تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم

s.s

دلشكسته اي به نام y.k | لينک ثابت | موضوع: |

گذر عمر +روزگار + بچه گیهام+ ودلتنگیهام | سه شنبه 7 مهر1388 | 11:21 

دیشب گذر عمر دیدم داشتم با موبایل حرف میزدم دیدم

عمرم همی در گذر است

 

www.zebazeba.blogfa.com

 

 واسه همین با عمرم کمکی گفتمو شنیدم گفتم ۱/۲/۳/۴/۵/۶/......../۳۰

دیدم زمانم با من همراه هست و دلش برای من تنگ شده منو ول نمی کنه

 کاش میشود زمانو متوقف کنم یا

کاش می شود زمان برگردد بجایی که تنها غم زندگیم

شکستن نوک مدادم موقع املاء گفتن معلمم بود

 

 

سالها گذشت ولی من هنوز به حسرت روزای خوش بچه گیم هستم

 دلم میخواد که بچه باشم معصوم و بتوانم که با خدای خودم رازو نیاز کنم

بگم خداوندا تویی پروردگارم کمکم کن که بتوانم انسانیت را نجات دهم

کمی ریختن اشک به حصرت روزای از بر باد رفته خیلی دلمو سبک میکند

 

www.zebazeba.blogfa.com

 

دلم تنگ شده برای روزای که حتی اگه بیخدایی میکردم بازم خدا هوامو داشت

 اما به این نگریستم که خداوندا تو ارحم الراحمین هستی

 بحق همین صفت بزرگت به همون دید بچه گیم به من نگاه کن

 از گناهانم بگذر تا که منم بتوانم جبران کنم

 نمی خواهم روز قیامت سر به زیر باشم

میخوام با سربلندی بگم خدایا دوست دارم

منم این پلنگ زخمی روزگار

 

www.zebazeba.blogfa.com

دلشكسته اي به نام y.k | لينک ثابت | موضوع: |

من اومدم | یکشنبه 29 شهریور1388 | 10:31 

سلام سلامی به گرمی گرمترین روز زمستان

هههههههه این صدای دوستم هست میگه گرمترین روز زمستان چرا

اگه گفتی چرا ؟

شاید بگین همین طوری

ولی نه

میدونین چرا؟

 چون زمستان گرمترین روزش مردم شاد این روز رو دوست دارن

 از این روز و از افتاب این روز استفاده میکنن

منم میخواهم سلامی به اندازه ارزش این روز به تمام دوستانم بکنم

دوستان رمضان امد ورفت چکار کردیم در این ماه در این ماه مبارک

الله رو شکر کردیم مطمئنم دوستانم از این ماه استفاده کردند

الهی قبولش کن به حق بزرگیت و پیامبرت و قرانت

عیدتون مبارک دوستان

www.zebazeba.blogfa.com

دلشكسته اي به نام y.k | لينک ثابت | موضوع: |